راز خاموشي

www.gheisaraminpour.ir

" هرچه مي نويسم پنداري دلم خوش نيست. و بيش تر آن چه در اين روزها نبشتم همه آنست كه يقين ندانم كه نبشتن بهتر است از نانبشتن.

اي دوست نه هر آن چه درست و صواب بود روا بود كه بگويند...
 و نبايد كه در بحري افكنم خود را كه ساحلش بديد نبود و چيزها نويسم بي خود كه چون وا خود آيم بر آن پشيمان باشم و رنجور.

اي دوست  مي ترسم و جاي ترس است از مكر سرنوشت... حقا و به حدمت دوستي كه نمي دانم كه اين كه مي نويسم راه سعادت است كه مي روم يا راه شقاوت...؟ و حقا كه نمي دانم كه اين كه نبشتم طاعت است يا معصيت. كاشكي يك بارگي نادان شدمي تا از خود خلاصي يافتمي!...

چون در حركت و سكون چيزي نويسم، رنجور شوم از آن به غايت، چون احوال عاشقان نويسم نشايد ، چون احوال عاقلان نويسم هم نشايد و هر چه نويسم هم نشايد و اگر هيچ ننويسم هم نشايد و اگر واگويم، نشايد و اگر خاموش گردم هم نشايد و اگر اين واگويم نشايد و اگر وا نگويم هم نشايد...و اگر خاموش شوم هم نشايد...."